دکتر فرزانه شهرتاش
آموزش «مهارتهای شفاهی زبان فارسی» معیار (گفتار و شنیدار) به کودکانی که زبان مادری آنان فارسی نیست میتواند علاوهبر رفع نیازهای فردی، توانایی مشارکت فعالتری را در برنامههای آموزش ابتدایی به آنان بدهد.
مبانی نظری زبانآموزی در مناطق دوزبانه
کودکان ایرانی را به لحاظ زبانی به چهار گروه تقسیم میکنند:
- کودکانی که زبانشان تا حد بسیار زیادی به فارسی معیار نزدیک است. (مشکلات این کودکان در نظام آموزشی حداقل است)
- کودکانی که دارای لهجههای محلی فارسی مانند ساکنان یزد، اصفهان، کرمان، مشهد و غیره.
- کودکان دوزبانه که علاوه بر تسلط بر زبان مادریشان به زبان فارسی هم مسلط هستند. البته این افراد فارسی را با لهجهای متأثر از گویش محلی صحبت میکنند.
- کودکان مطلقا یکزبانه یعنی کودکانی که فقط به گویش محلی خود تسلط دارند.
برای پیشبرد هر نوع برنامه آموزشی باید نخست مخاطب را با «زبان آموزش» آشنا کنیم و چون زبان آموزش در ایران فارسی است، باید حتماً آشنایی با زبان فارسی صورت گیرد. کودکان گروههای اول تا سوم فوقالذکر هنگامی که تحت آموزش برنامههای پیشدبستانی قرار میگیرند، با مشکل چندانی روبهرو نخواهند شد، چون این کودکان بهطور طبیعی به نظام گفتاری و شنیداری زبان فارسی مسلط هستند؛ یعنی زبان شفاهی فارسی را بلدند و هیچ مشکلی ندارند و فقط لازم است مربی با شیوهای علمی به تقویت مهارتهای زبانی و ارتباطی و آموزش مقدمات خواندن و نوشتن بپردازد.
اما وقتی با کودک غیرفارسی زبان روبرو هستیم باید با برنامهای جداگانه و منظم مهارتهای شفاهی زبان فارسی را به او بیاموزیم، یعنی کودکان گروه چهارم باید دو مهارت گفتن و شنیدن به زبان فارسی را رسماً فرا گیرند. بدین ترتیب که کودکان مناطق دوزبانه باید به زبان فارسی قبل از ورود به مدرسه – یعنی قبل از ورود به نظام آموزشی مرکزی کشور در دوره پیش دبستان – یا بهطور فشرده در ابتدای کلاس اول- مسلط شوند. ضرورت این امر برای آن است که دانش زبانی کافی برای یادگیری تمام موضوعات درسی مانند ریاضیات، علوم و تاریخ و غیره شرط اساسی یادگیری برای این دسته از کودکان است و در صورت عدم تسلط کودک به زبان فارسی در بدو ورود به مدرسه، این دسته از کودکان در یادگیری با مشکلات عدیدهای روبرو میشوند که اغلب موجب افت تحصیلی و سرخوردگی و در نهایت ترک تحصیل و فرار کودک از مدرسه میشود.
علت اینکه بسیاری از کودکان در یادگیری موفق نیستند به علت همین کمبود دانش زبان فارسی است. به عبارت دیگر اهمیت دانش زبانی چنان است که در پیشرفت تحصیلی و بالعکس در افت تحصیلی نقش عمدهای ایفا میکند. کار آموزش باید چنان باشد که کودکان دوزبانه بتوانند صدا و شکل حروف و همچنین تمام ترکیبات حروف صامت زبان فارسی با مصوت های شش گانه در اول کلمه (با- بو- بی- بـَ- بـِ- بـُ) را در ذهن خود جذب کنند تا در دورههای تحصیلی ابتدایی و متوسطه دچار افت تحصیلی نگردند.
از طرف دیگر هر فرد ایرانی باید بتواند با یک زبان میانجی با دیگر هموطنان خود تماس برقرار کند و فعلا این زبان میانجی و مشترک تمام ایرانیها زبان فارسی است.
آموزش «مهارتهای شفاهی زبان فارسی» در سه مرحله صورت میگیرد:
- کودک با زبان مورد نظر ارتباط برقرار میکند و به اصطلاح آن را پذیرا میشود.
- کودک اطلاعات گرفته شده را به کمک تمرینهای آگاهانه و طراحی شده (تمرین رسمی که توسط مؤلفان کتابهای درسی یا آموزشی تولید میشوند که به آن دانش زبانی صریح گفته میشود) یا ضمن کاربرد زبان به طور طبیعی به منظور برقراری ارتباط با دیگران (تمرین طبیعی که ضمن ارتباط زبانی با دیگران به دست میآید و به آن دانش زبانی ضمنی گفته میشود) در ذهن خود ذخیره میکند.
- سرانجام کودک از دانش کسب شده در تولید مواد زبانی (به صورت گفتاری یا نوشتاری) یا درک مطالب زبانی (به صورت شنیدن یا خواندن) استفاده میکند.
برای همین تمرینهای رسمی برای «آموزش دانش زبانی صریح » فارسی که وظیفه ی مؤلفان کتاب درسی و راهنمای تدریس آن است به طور یکسان به کودکان فارسی زبان و غیرفارسی زبان منتقل میشود و همین امر موجبات بیانصافی و نابرابری آموزشی این دو گروه کودکان از یکدیگر را موجب میشود. لذا این برعهدهی مربیان پیشدبستانی و معلمان دوره دبستان در مناطق دوزبانه است که از طریق آموزش «دانش زبانی ضمنی» فارسی در خلال فعالیتها و درسهای دیگر مانند فعالیتهای سواد خواندن (گوش کردن، نوشتن، خواندن و صحبت کردن)، کتابخوانی، مهارتهای زندگی و همچنین برنامههای غیررسمی آموزشی مثل بهکارگیری رایانه و فضای مجازی با توجه به شرایط زمانی و مکانی به تحقق دانش زبانی فارسی کودکان دوزبانه کمک کنند.
در این فعالیتها و برنامهها که به اختیار معلم انتخاب میشوند باید واژگان ساده زبان فارسی انتخاب شوند که در زندگی روزمره کودک نقش مهم و اساسی دارد. بهتر است مربی مجموعه واژگان مشترک میان زبان مادری کودک و زبان فارسی را هم جستجو کند و حتما از این واژگان مشترک نیز در کنار کلمات ساده زبان فارسی در جملات خود استفاده کند. این امر موجب تسهیل آموزش، تولید و درک جملهها و در نهایت مکالمه به زبان فارسی خواهد شد. پس کلمههای منتخب باید توسط مربی و با توجه به اهداف رفتاری هر واحد درسی (در پیش دبستان) سازماندهی شود.
یک روش مؤثر این است که مربیان مناطق دوزبانه به جای انتخاب واحدهای کار: آب- نان- آب و هوا- خوارکیها- پوشاکیها، مشاغل و غیره) از واحدهای کار الفبایی استفاده کنید: مثلاً

واحد کار الفبایی- ترکیبات مختلف الف
- اَ (انگور- ابر- انار- اسب- اشک …)
- اِ (استخر – اسم- اجازه- انسان…)
- اُ (اردک- اتاق- اجاق- اردک …)
- آ / ا (آب آبپاش، آتش، آسمان، آجر …)
- او / و (او – اورژانس- اورانگوتان …)
- ای/ ایــــ/ی/یـ (ایران- ایستگاه- ایست …)
- در اخر کلمه (بوآ- پانتهآ)
به این ترتیب شما همان فعالیتهایی که قبلاً داشتید را اینبار بر محوریت و دستهبندی حروف الفبا آموزش میدهید که بهطور همزمان هم کودک با واحدهای درسی آشنا شود و هم بهطور ضمنی با حروف الفبا آشنا میشود.
در انتخاب واژگان علاوه بر سادگی به بسامد (تکرار) آن در زندگی روزمره کودک توجه داشته باشید (بخش نگارهها در کتاب فارسی اول ابتدایی). مثلاً حتماً از حوزههای گوناگون استفاده کنید. مانند:
- مسکن (آجر، پنجره، آپارتمان، آسانسور، آیفون، طبقه، پلاک، …)
- خوراک (میوهها، حبوبات، مغزجات، سبزیجات، ادویهها، ….)
- پوشاک (کت، شلوار، کلاه، دستکش، شال، روسری، …)
- حیوانات (پرندگان/ کبوتر، ماهیها/ قزلآلا، پستانداران/ اسب، حشرات/ مگس، دوزیستان/ قورباغه، خزندگان/ مار …)
- گیاهان ( گل ها/ رز، درختها/ سرو، بوتهها/زرشک …)
- اعضای بدن (لب)
- بهداشت (باند، ماسک، الکل، سرم، چسب زخم)
- وسایل آموزشی (مداد، تخته، رایانه، دفتر، کتاب…) و
- حوزه دینی (گنبد، مسجد، حرم، کعبه..) و
- روستایی (دام، اهلی، ییلاق، قشلاق، دامداری، باغذاری، …) و
- شهری (ماشین، موتورسیکلت، چراغ راهنمایی، پلیس راهنمایی، اتوبوس،مترو،…) و
- حملونقل (قطار، کشتی، هواپیما، بالگرد)
- ……
همچنین در کلمات منتخب خود به مقولههای صرفی یعنی اسم، فعل، ضمیر، صفت، قید، حرف اضافه و ربط توجه داشته باشید. به این معنا که مثلا کلماتی که اسم هستند باید بیشتر باشند چرا که این مقوله صرفی بیشترین کاربرد را در ساخت جملههای زبانی دارد. (به خصوص اگر عینی باشند بسیار آسان در تصویر به نمایش در میآیند)
روش آموزش: تمرینهای آموزشی باید با شیوههای متعارف
- نگاه کن و بگو
- بشنو و جواب بده
- شیوه نمایشی
- شیوه پرسش و پاسخ
- کتابخوانی
- تماشای فیلم
- بحث و گفتگو
طراحی شوند و سعی شود به اندازه کافی دارای تنوع نیز باشند. با توجه به شیوههای یادشده میتوان مدعی شد که در این فعالیتها میتوان ابتدا به مسئله
- درست دیدن
- درست گوش دادن
- و درست فهمیدن
تکیه میشود و در نهایت روی مسئله درست حرف زدن تأکید میگردد. حتیالامکان هم از لوحه و تصویر و پوستر و اشیای واقعی و دیگر ابزارهای کمک آموزشی استفاده کرد.
منابع:
- زبان آموزی دکتر بهمن زندی. انتشارات سمت: تهران 1381
- آوای الفبا 1 و 2 و 3 فرزانه شهرتاش و همکاران؛ انتشارات شهرتاش: 1392
انتشارات شهرتاش |