ورود | ثبت‌نام

کتاب‌خوانی را چگونه ترویج دهیم؟ (1)

بازدید: 1,520 بازدید

‌‌

ترجمه و تألیف: فرزانه شهرتاش

مقدمه

همواره یک حساسیت خاص نسبت به توانایی خواندن دانش‌آموزان در دوره‌های گوناگون تحصیلی وجود داشته و این بدان معنا نیست که آن‌ها سواد خواندن ندارند، بلکه بدین معناست که نمی‌توانند آنچه می‌خوانند را برای دیگران توضیح دهند یا به دیگران بفهمانند. به عبارت دیگر می‌خوانند، ولی نمی‌فهمند زیرا یکی از شاخص‌های فهمیدن آن است که بتوانیم چیزی که فهمیده‌ایم را به زبان خود برای دیگران بیان کنیم. آموزش درک مطلب در نظام آموزشی قدیم از طریق روش‌ها و ابزارهای مناسب این کار، به سال‌های بعد از پایه‌ی چهارم ابتدایی موکول می‌شد، اما دیگر چنین نیست و از همان سال‌های آغازین دوره‌ی ابتدایی و حتی پیش از دبستان شروع می‌شود. آواشناسی، هجی‌کردن، روانی گفتار و توانایی بیان و بالاخره، درک مطلب از عمده ترین اجزای خواندن است که امروزه کارشناسان آموزشی بر آن تأکید می‌کنند.

توانایی خواندن و درک مطلب متن خوانده شده، مهارت‌هایی است که آینده‌ی هر کودک بدان بستگی دارد و میزان پیشرفت تحصیلی و موفقیت شغلی او را تعیین می‌کند. سال‌هاست این وظیفه در نظام آموزشی ما، فقط به عهده‌ی کتاب «فارسی» گذاشته شده است. کتابی که در ازای هر درس آن حداقل چندین صفحه تمرین رونویسی و املا و دستور زبان و نگارش در کتاب جانبی آن قرار دارد. در تمامی سال‌های تحصیلی، کتاب‌های داستانی در حوزه ی ادبیات کودک و نوجوان رسماً راه به کلاس درس نمی‌یابد و اگر هم به مدرسه راه یابد به کتابخانه‌ی مدرسه می‌رود و بخشی از فعالیت‌های فوق برنامه را پوشش می‌دهد. این در حالی است که انتظار می‌رود کودکان به ‌‌کتاب‌خوانی روی آورند و مطالعه‌ی خارج از برنامه ی درسی مدرسه را افزایش دهند. به نظر شما، سهم کتاب‌های “فارسی” در تأمین متن برای ‌‌کتاب‌خوانی روزانه‌ی یک دانش‌آموز در طی یک سال تحصیلی چقدر است؟ آیا خواندن این “کتاب فارسی” به تنهایی برای تأمین اهداف خواندن و درک مطلب کفایت می‌کند؟

حتی در کشورهایی که کتاب‌های داستانی در حوزه ی ادبیات کودک رسماً در برنامه‌های درسی “هنرهای زبانی” جایگاه ویژه‌ای دارد باز هم دست یاری به سوی والدین کودک دراز می‌شود. چرا که امر خواندن باید از سال‌های قبل از مدرسه و توسط والدین شروع شود تا شاید به یاری ایشان بتوانیم در سال‌های آتی زندگی کودک، متن خواندنی روزانه‌ی هر کودک را از روزی چند سطر به روزی چند صفحه یا یک داستان یا یک کتاب کوتاه برسانیم. دسترسی به این آرمان فرهنگی- آموزشی، بدون یک عزم ملی و در سایه‌ی همکاری بخش‌های گوناگون فرهنگی اعم از وزارت آموزش و پرورش و وزارت ارشاد اسلامی و حتی ناشران کتاب کودک از یک سو و مدارس، معلمان و اولیای کودکان از سوی دیگر امکان‌پذیر نیست. ولی ما به اندازه‌ی این نوشتار راهکارهایی را مطرح می‌کنیم که در حیطه‌ی عملکرد والدین و معلمان قابل اجراست تا ولو اندک به تحقق این آرمان نزدیک شویم.

‌‌کتاب‌خوانی کودکان

«ما از دوران سنتی با گوش دادن کسب معرفت می‌کنیم و فرهنگ غالب فرهنگ شنیداری است و در دنیا ثابت شده که فرهنگ شنیداری آن‌قدرها ثابت نیست.» (دکتر یثربی) درس ادبیات فارسی ما نیز در طول دوران تحصیل، معمولاً شامل خواندن داستان‌های متعدد و بررسی سبک‌ها و شخصیت‌ها و اجرای نمایش و تئأتر و داستان‌نویسی و تصویرگری برای آن‌ها و فعالیت‌هایی از این دست نمی‌شود. بسیاری از دانش‌آموزان به هنگام برگزاری آزمون‌های مدارس، بعد از این‌که سؤال‌ها را می‌خوانند، از معلم می‌خواهند یک بار دیگر سؤال‌ها یا سؤالی را برایشان با صدای بلند بخواند، چون خود به تنهایی، با خواندن سؤال قادر به درک مفهوم آن نیستند. معلمان نیز معمولاً بنابه عادت یا ملاحظه، بدون تأمل درباره‌ی علت و پیامد عمل خویش، بدون درخواست یا بنابه درخواست دانش‌آموزان، سؤال‌ها را برای آن‌ها بلند می‌خوانند. به همین دلیل هنگام آزمون‌های منطقه‌ای یا سراسری، نمرات دانش‌آموزان به دلیل مجاز نبودن ناظران به خواندن سؤال‌های آزمون، همواره کمتر از وقتی است که دانش‌آموزان در مدرسه‌ی خود امتحان می‌دهند. ظاهراً این فاصله‌ی میان درک شنیدن با درک خواندن در طول سال‌های تحصیلی از میان نمی‌رود و این فاصله هم‌چنان باقی می‌ماند به‌طوری که بزرگ‌سالان ما نیز بیشتر به رادیو و تلوزیون روی می‌آورند تا ‌‌کتاب‌خوانی. این امر در آمار رسمی زمان مطالعه ‌‌کتاب‌خوانی در کشور مشهود است (حدود 20 دقیقه البته بدون زمان خواندن روزنامه ادعیه و قرآن).

 “در کشور ما، به‌رغم وجود گنجینه‌های عظیم علم و معرفت، کتاب و ‌‌کتاب‌خوانی جایگاه خوبی ندارد. گفته می‌شود میانگین مطالعه هر فرد ایرانی در مقایسه با سایر کشورها پایین‌تر است (حدود بیست دقیقه) در حالی که در برخی کشورها مانند ژاپن این رقم به سه ساعت در روز می‌رسد. باعث تأسف است که این فرهنگ پسندیده در کشور ما تا به این حد غریب و مهجور مانده است. خانواده‌ها و مدارس تمام هم خود را مصروف تشویق دانش‌آموزان می‌کنند تا فقط بتوانند در امتحانات ورودی دانشگاه‌ها موفق شوند. آنچه در ذهن دانش‌آموزان باقی می‌ماند، سختی و خشکی درس و اضطراب امتحان و نمره است.” (برایم بخوان، برنیس کولینان 1382)

و حکایت همچنان باقی است به‌طوری که معلم و مترجم کودکان نیز می‌گوید: “ده سال است که با کودکان و در کنار آن‌ها کار کرده‌ام و دریافته‌ام که یکی از معضلات آنان این است که روخوانی آن‌ها ضعیف است. مدارس ما بهایی به داستان نمی‌دهند، چیزی که در خارج از کشور، زنگ اول را به آن اختصاص می‌دهند. آنجا کودکان را با نمایشنامه و داستان‌های طنز شارژ می‌کنند. در تابستان برنامه‌ای برای ‌‌کتاب‌خوانی دارند و فهرستی به کودکان می‌دهند که کتاب‌های تاریخی، دینی، فانتزی و سورئال بخوانند، به انضمام کتاب‌هایی که برنده جایزه شده‌اند. وقتی در سایت آمازون نظر کودکان را راجع به کتاب‌ها می‌خوانید، می‌بینید که آن‌ها چطور بهتر از بررسی‌های ما کتاب را نقد می‌کنند.” (محبوبه‌ی نجف خانی ویراستار و مترجم کتاب کودک و نوجوان، کتاب هفته مرداد 1390)

هیچ‌گاه از خود پرسیده‌اید که چرا به‌رغم اذعان همگانی به مشکل ‌‌کتاب‌خوانی در میان کودکانمان و تیراژ پایین کتاب‌های به چاپ رسیده در کشور، هنوز در مدارس ما یک اقدام فراگیر برای علاقه‌مند‌ کردن کودکان به خواندن، تقویت مهارت خواندن و روان‌خوانی آن‌ها و در واقع رویارویی جدی با این مشکل مشاهده نمی‌شود. شاید بتوان علت این امر را چنین توجیه کرد که هنوز این مشکل به‌صورت یک مشکل جدی تلقی نشده است یا اساساً مشکل تلقی نشده است. روی سخن ما با آن دسته از افرادی که می‌خواهند بهترین‌ها را برای کودکان خود و این سرزمین به ارمغان آورند و به آن‌ها توانایی یادگیری مادام‌العمر را هدیه دهند.

حال که مخاطب سخن ما شمایید، چه مادر باشید یا پدر چه معلم باشید و چه مربی و چه مسئول فرهنگی در یکی از مؤسسات آموزشی یا فرهنگی، با این سؤال آغاز می‌کنیم که آیا وقت آن نرسیده است که ما دست به دست یک دیگر بدهیم و برای مقابله با این مشکل عمیق چاره‌ای بیندیشیم؟

بهتر است ابتدا روشن کنیم که چرا باید ‌‌کتاب‌خوانی را هدف همت عالی خویش قرار دهیم. هدف از تشویق کودکان به ‌‌کتاب‌خوانی چیست؟ اهداف گوناگونی برای خواندن کودکان وجود دارد که می‌توان به تعدادی از جمله

  • پیشرفت در مهارت‌های خواندن (خواندن، نوشتن، گوش کردن، صحبت کردن)؛
  • موفقیت در یادگیری و درک مطلب بدون نیاز به از بر‌کردن مطالب؛
  • پیشرفت تحصیلی و شغلی؛
  • رضایتمندی از زندگی در سایه‌ی غنی‌تر و کامل‌تر شدن آن و مانند آن اشاره کرد.

هدف هرچه باشد، کارشناسان توصیه می‌کنند:

  1. برای اولین قدم از خانه و خانواده شروع کنیم. والدین باید از بدو تولد، همان‌گونه که راه رفتن و سخن گفتن را به فرزند خود می‌آموزند، دقیقاً از همان زمان و به همان طریق، مطالعه را در کودک خویش نهادینه کنند.
  2. دومین گام از مدرسه شروع می‌شود. اهمیت دادن به خواندن و ایجاد عادت مطالعه در دانش‌آموزان امری است که بدون تردید باید معلمان و مربیان مدارس بدان بپردازند. این مسئله باید از سوی مدارس نیز جدی گرفته شود. بدین معنا که ساعت یا ساعت‌هایی به موازات یا در کنار دروس ریاضی، علوم و نگارش (شامل املاء و دستور زبان) به امر ‌‌کتاب‌خوانی و مطالعه اختصاص یابد. ‌‌کتاب‌خوانی در مدارس باید از خواندن کتاب‌های درسی فراتر رود و تا مرزهای ادبیات و سبک‌های ادبی و به‌ویژه ادبیات داستانی و غیرداستانی (علمی) گسترش یابد. کتابخانه‌های مدارس فعال شوند و دانش‌آموزان به ‌‌کتاب‌خوانی، چه برای پر‌کردن ایام فراغت و چه برای یادگیری و تحقیق تشویق شوند. کتاب‌های خوب شناسایی و معرفی شوند و برنامه‌های مدونی برای این کار تدارک دیده شود.
  3. سومین کار این است که کتاب را معرض دید کودکان قرار دهیم، به‌طوری که بتوانند زیبایی و لذت مطالعه را مشاهده کنند. همین‌که زیبایی و لذت مطالعه را احساس کنند هرگز رهایش نخواهند کرد. تنها وجود کتاب در یک محل به نام کتابخانه، امر ‌‌کتاب‌خوانی را برای کودکان تسهیل نمی‌کند. این کار باید توسط بزرگ‌سالان الگوسازی شود. کودکان باید بدانند که بزرگ‌سالان و به ویژه پدر و مادرها گاهی برای سرگرمی کتاب می‌خوانند.

در شهر تورنتوی کانادا اغلب مسافرین متروی شهری بلافاصله بعد از ورود به واگن مشغول خواندن کتاب یا روزنامه می‌شوند. این کار یکی از همان الگوسازی فرهنگی مورد نظر ماست. برای رسیدن به این الگوی فرهنگی باید برنامه‌ریزی‌های خانوادگی و آموزشی دقیقی بر اساس نیازهای شناختی و رشدی کودک صورت گیرد تا این نگرش به تدریج در ضمیر کودکان جای گیرد.

ده روز نمایشگاه بین‌المللی سالانه‌ی کتاب در تهران، در آستانه‌ی امتحانات پایانی مدارس نمی‌تواند کتاب را در دسترس دانش‌آموزان و کودکان ما در سراسر کشور قرار دهد. ازآنجاکه امر خرید کتاب در خانواده‌ها باید با حضور هم‌زمان اولیا و کودکان صورت گیرد هرگونه برگزاری نمایشگاه کتاب بدون حضور توأم این دو به نقصان یکی از دو عامل انگیزه یا بودجه منجر می‌شود. علاوه بر این‌که با توجه به افزایش روز افزون قیمت کتاب در ایران، این امر دیگر باید بر خلاف گذشته به مدارس واگذار شود.

‌‌کتاب‌خوانی در منزل و نقش والدین

چنانچه کودکان را در همان اوایل کودکی در معرض کلمات نوشتاری و کتاب‌ها قرار دهیم، به موفقیت ایشان در خواندن کمک بزرگی انجام داده‌ایم. معلمان معتقدند که این نوع فعالیت‌ها باید مدت‌ها قبل از ورود کودکان به مدارس شروع شود. وقتی پدر و مادرها و مربیان کودکان خردسال از ابتدا به آن‌ها می‌آموزند که روی جلد و پشت جلد کتاب کدام است، چگونه باید کتاب را در دست بگیریم و از آن مواظبت کنیم، کتاب‌ها حاوی پیام‌اند و تصاویر کتاب به درک داستان کمک می‌کند، آنگاه دیگر برای یک کودک پیش‌دبستانی خواندن کتاب تعریف شده است و کار معلم ساده خواهد بود. والدین باید بخشی از مسئولیت آموزش مهارت‌های خواندن را در منزل به عهده بگیرند و کودکان آن دسته از کسانی که به چنین امری مبادرت می‌ورزند می‌دانند که برای چه به مدرسه می‌آیند و به همین دلیل است که از دیگران پیشی می‌گیرند. بدین ترتیب با شروع ‌‌کتاب‌خوانی در منازل، مهارت‌های پایه برای شروع خواندن، مانند گوش کردن، تمرکز کردن، درک‌ کردن توسط والدین به فرزندانشان آموزش داده می‌شود.

ما در مقام پدر و مادر می‌توانیم با همان شیوه‌هایی که «سخن گفتن» را به فرزندانمان آموزش داده‌ایم، خواندن و نوشتن را نیز به آن‌ها بیاموزیم. برای مثال، از همان لحظه‌ای که فرزندمان متولد می‌شود، پیوسته با او سخن می‌گوییم و به قولی او را با زبان احاطه می‌کنیم. با وجودی  این‌که می‌دانیم کودک ما حرف‌هایمان را نمی‌فهمد، ولی هم‌چنان به صحبت‌ کردن با او ادامه می‌دهیم. فرزند ما به‌تدریج برای بعضی از کلماتی که می‌شنود معنایی را در نظر می‌گیرید و سعی می‌کند آن را به زبان آورد. ما در واقع به او الگو می‌دهیم. حالا باید همین کار را در مورد خواندن و نوشتن انجام دهیم. کودکان کتاب‌های مشکل و پیچیده را هنگامی که برایشان خوانده می‌شود خیلی آسانتر از زمانی می‌فهمند که خودشان اقدام به خواندن می‌کنند. آن‌ها تا سن ده – دوازده سالگی شنونده‌ی بهتری هستند. از طرفی می‌دانیم که کودکان نمی‌توانند کلمه‌ای که هرگز نشنیده‌اند را بفهمند. فهم کلمات جدید نیاز به شنیدن مقدماتی دارد و این امر از طریق بلندخوانی به دست می‌آید. کودکان از شنیدن کتاب‌هایی که برایشان می‌خوانید گنجینه‌ای از واژگان می‌سازند و از این کلمات و معنای آن‌ها برای نوشتن و نقاشی کشیدن استفاده می‌کنند.

پیش از این‌که درباره‌ی یادگیری خواندن بیشتر سخن بگوییم، اجازه دهید بگوییم که منظور از خواندن چیست. مفهوم خواندن چیزی فراتر از تلفظ کلمات است؛ خواندن برای کودک یک جریان اجتماعی است. وقتی برای کودکان داستانی خوانده می‌شود یا خودشان داستانی را می‌خوانند، در واقع درباره‌ی زندگی، خانواده، موقعیت مکانی خود در جهان می‌آموزند. وقتی بعد از خواندن کتاب درباره‌ی ماجراهای آن کتاب سخن می‌گوییم و مدت‌ها بعد از خواندن آن نیز به صحبت‌ کردن درباره‌اش ادامه می‌دهیم، وقایع داستان را به زندگی روزمره کودک ارتباط می‌دهیم. به همین دلیل ‌‌کتاب‌خوانی به‌تنهایی و بدون گفتگو که امروزه در بعضی خانواده‌ها یا حتی مدارس رایج شده مطلوب ما نیست. در ایامی که کودکان در ابتدای راه هستند باید چه در خانه و چه در مدسه، بعد از خواندن داستان یا متن برای ایشان یا توسط خود ایشان، بهتر است یک گفتگو یا تعامل، ولو کوتاه مدت برای ایجاد ارتباط میان مفاهیم داستان و زندگی روزمره ایجاد شود تا دنیای کلمات با دنیای کودک به هم بپیوندند. این تعامل‌ها می‌تواند با توجه به سن کودک شامل موارد زیر باشند:

  • درباره‌ی جلد کتاب و پیش‌بینی موضوع آن با کودک گفتگو کنید.
  • از نویسنده یا مترجم یا تصویرگر کتاب برای کودک تعریف کنید.
  • درباره‌ی چیزهایی که ممکن است با خواندن این کتاب یاد بگیرد صحبت کنید.
  • بعد از خواندن هر صفحه یا بیشتر از کودکان بخواهید که سؤال‌های خود را از متن داستان مطرح کنند و سعی کنید قبل از ادامه داستان به آن‌ها پاسخ داده شود (یا توسط شما یا توسط سایر دانش‌آموزان).
  • گاهی در خواندن وقفه ایجاد کنید و از کودک بخواهید بقیه‌ی ماجرای داستان را پیش‌بینی کند.
  • از کودک بخواهید چشمان خود را ببندد و صحنه‌های داستان را تصور کند یا آن‌ها را نقاشی کند.
  • سؤال‌هایی از کتاب مطرح کنید که کودک به آن‌ها پاسخ دهد یا درباره ی آن‌ها فکر کند.
  • بعد از خواندن داستان از کودک بپرسید که چه لغت‌های جدیدی یاد گرفته است.
  • از معنای لغت‌های جدید بپرسید و در صورت لزوم معنای آن را (باهم) در لغت نامه جستجو کنید.
  • سؤال‌هایی با چه، کجا، چه وقت، چطور، چه کسی… از کودک بپرسید تا فهم او از داستان را بسنجید.
  • برای آزمون حافظه‌ی کودک از جزئیات داستان مانند نام شخصیت‌ها، محل‌ها، اعداد و … سؤال کنید.

به زبان ساده، خواندن به معنای درک مفهوم هر متن خواندنی است. هرچند مراحل کار ساده نیست، اما اگر بفهمیم که این مراحل چگونه اتفاق می‌افتند و ما به کجا می‌رویم، کار بسیار ساده‌تر خواهد شد. ممکن است منطقی به نظر برسد که جمله‌ها را به قسمت‌های کوچکتر، مانند کلمه‌ها و صداهای حروف تقسیم کنیم تا کودکان خواندن را یاد بگیرند، اما یادمان باشد وقتی به آن‌ها سخن گفتن می‌آموختیم چنین کاری نکردیم. ما همیشه پیام را از طریق کلمه‌ها و جمله‌ها به آن‌ها می‌رساندیم و آن‌ها خود به‌تدریج شروع به خلق جمله‌هایی برای پاسخ به به آن پیام‌ها می‌کردند.

بلندخوانی برای کودکان

وقتی والدین برای فرزندانشان کتاب می‌خوانند (در یک رابطه‌ی یک‌به‌یک) در واقع به او می‌گویند: تو برای ما ارزشمندی، تو امنیت داری، همیشه از تو مراقبت می‌کنیم، ما کارهای مربوط به خانواده را به کمک هم انجام می‌دهیم و به تو اهمیت می‌دهیم. پیامدها و فواید بلندخوانی برای کودکان عبارت اند از:

  • فعالیتی جالب و سرگرم کننده برای کودکان به شمار می‌آید: امروزه کتاب‌های کودکان بسیار زیبا و جالب ساخته می‌شوند و کودکان را به خود جذب می‌کند.
  • دید کودک را به دنیا باز می‌کند: با شناختن ایده‌ها و فرهنگ‌ها، درهای جهان به روی او باز می‌شود. و با انتقال ارزش‌هایی مانند امانت‌داری، وفاداری و شجاعت و مفاهیمی از این دست که در کتاب از آن‌ها صحبت به میان می‌آید، موضوعات جدیدی به ذهن آنان راه می‌یابد.
  • میل به خواندن را در کودکان بنا می‌گذارد: ‌‌کتاب‌خوانی به کودکانی که اعتماد به نفس ندارند آرامش می‌دهد، کودکان بدخلق را به آرامی می‌خواباند و ارزش خواندن و عشق به خواندن را به آن‌ها هدیه می‌دهد.
  • فواید آموزشی و تحصیلی دارد: کودکانی که برای آن‌ها کتاب خوانده می‌شوئد در مدرسه موفق ترند. یکی از فواید خواندن برای کودکان آن است که هنگام شنیدن، به‌طور ناخودآگاه زبان نوشتاری را می‌آموزند. زبان نوشتاری با زبان گفتاری متفاوت است. ما در نوشتن از کلمه‌ها و جمله‌ها و دستور زبان متفاوتی برای بیان معانی استفاده می‌کنیم. هنگامی که می‌خوانیم، کودکان بر همه‌ی این جزئیات اشراف دارند، به خصوص اگر در کنارمان بنشینند یا هنگام خواندن صفحه‌ی کتاب را ببینند. وقتی به‌طور هم‌زمان ببینند و بشنوند فهم زبان نوشتاری برای آن‌ها آسانتر از زمانی است که بخواهند خود به تنهایی بخوانند.
  • بخشی از میراث فرهنگی و عادت‌های خانوادگی محسوب می‌شود: وقتی عشق به کتاب را به کودکانمان می‌دهیم، جادوی خواندن، خیال‌پردازی و تفکر را به ایشان منتقل می‌کنیم درست مانند امانتی که از نسلی به نسل بعدی سپرده می‌شود.
  • جنبه‌های عاطفی خانواده را تقویت می‌کند: وقتی کودک و پدر و مادر تجربه‌های خاطره‌آمیزی از یک کتاب را با هم مرور می‌کنند، احساس خاصی به نام تعلق‌خاطر میان ایشان ایجاد می‌شود. تعلق‌خاطر سبب اتحاد قلب‌هاست. با هم خواندن کتاب و داستان، تعلق‌خاطری می‌آفریند که برای همیشه با ما و در میان ما خواهد بود.
  • توانایی خواندن مستقل را افزایش می‌دهد.
  • روند اختلالات خواندن را کند می‌کند و در نهایت از بین می‌برد.
دسته‌بندی کتاب‌خوانی
اشتراک گذاری
Related Posts
سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

ورود به سایت