ورود | ثبت‌نام

جایگاه داستان‌ در فلسفه برای کودکان 1

بازدید: 3,233 بازدید

از کتاب تدریس برای تفكر بهتر[1]

مترجم: فرزانه شهرتاش

ویرایش: مارینا فرهودی زاده

فلسفه برای کودکان تلاشی برای بازسازی (نه تضعیف) رشته‌ی فلسفه است: بدین معنا كه فلسفه را برای كودكان قابل فهم و جذاب کند تا آن‌ها بتوانند آن را ازآنِ‌خود کنند و ازاین‌رو ابزارها، مهارت‌ها و نگرش‌های لازم را برای مستقل فکر کردن به دست آورند.فلسفه برای كودكان تأیید می‌كند که كودكان هم توانایی و هم حق كندوكاو در هر مفهوم یا ایده‌ای را دارند که كنجكاوی آن‌ها را برمی‌انگیزد. این امر مبتنی به این عقیده است كه كودكان باید به‌جای صرف قبول آنچه به تواتر به آن‌ها رسیده است، خودشان معانی را بسازند.

به بیان ساده، فلسفه برای كودكان دو جزء اصلی دارد:

  1. آشنایی مقدماتی با طیف وسیع اما ساختارمندی از مفاهیم و روندهای فلسفی كه از طریق داستان‌ها‌ مهیا می‌شود و جنبه‌های گوناگون كندوكاو را الگوسازی می‌كنند.
  2. یک روش‌شناسی مبتنی بر جامعه‌ی کندوکاو که محیط  لازم برای تحقق گفتگوی فلسفی را محقق می‌کند.[2]

جایگاه داستان‌ها در فلسفه برای کودکان

چرا روایت[3] را در قلب فلسفه برای كودكان قرار می‌دهیم؟ بخشی از این کار دلایل تاریخی دارد: یعنی در واقع به چگونگی شکل‌گیری فلسفه برای كودكان برمی‌گردد. مهم‌تر آن‌كه، كودكان از داستان‌ها لذت می‌برند و می‌توانند به وسیله‌ی آن‌ها به فكر كردن و كندوكاو برانگیخته شوند، به ‌خصوص اگر داستان‌ها به موضوعات و وقایعی توجه كند كه محرك و مناقشه‌برانگیز[4] باشند و درعین‌حال به تجربه‌های ایشان پیوند داشته باشند. وقتی داستان ارائه می‌شود یا در مواردی توسط خود جامعه‌ی كندوكاو ساخته می‌شود، به وسیله‌ی نقلیه‌ای تبدیل می‌شود كه كودكان به‌جای بزرگترها هدایت آن را در اختیار می‌گیرند. برخلاف کتاب‌های درسی سنتی، این داستان آن‌هاست و از آن برای تولید برنامه‌ی کار برای بحث و کندوکاو استفاده می‌کنند.

در ضمن، برای محوریت متون داستانی توجیه دیگری نیز وجود دارد. انگیزه به تنهایی كافی نیست. ما نمی‌توانیم فرض كنیم كودكان از بدو ورود به كلاس، فلسفه‌ورزی را به خوبی انجام می‌دهند. آن‌ها باید نحوه‌ی پیشروی را بدانند، و راه مؤثر برای كمك به آن‌ها در كسب این دانش روندی، درگیر کردن آن‌ها از جنبه‌ی عقلانی و عاطفی با زندگی شخصیت‌های داستانی است كه فرایندهای كندوكاو را به نمایش درمی‌آورند و الگوسازی می‌کنند. این شخصیت‌ها لازم نیست زنان و مردان قهرمان یا آدم‌های شروری باشند كه در بسیاری از آثار ادبی كلاسیك یافت می‌شوند (یا حتی كتاب‌ها و فیلم‌های خنده‌دار[5] کودکان) بلكه می‌توانند آدم‌های معمولی درست مانند خود كودكان واقعی باشند. آن‌ها قبول می‌كنند خود را درگیر بیان سخنانی کنند كه دلیل خوب، یا تمثیل خوب، یا تمایز خوب، یا بررسی پیش‌فرض‌ها و استلزاماتی را دربرگیرد که خودشان و دوستانشان، یا اولیا و معلمانشان به‌کار می‌برند. آن‌ها با آنچه فکر می‌کنند، می‌گویند و عمل می‌کنند، نشان می‌دهند به ایده‌ها اهمیت می‌دهند و برای تفکر خوب ارزش قائل‌اند- حتی اگر همیشه آن را در رفتارشان بروز ندهند. اگر بتوانیم كودكان را به شناسایی فرایندهای عقلانی این شخصیت‌ها ترغیب كنیم، آنگاه آن‌ها نیز کم‌کم این روندها را تمرین می‌کنند و پاس می‌دارند.

این نگاه به روایت به‌عنوان آمادگی و انگیزه برای كودكانی كه فلسفه‌ورزی می‌كنند، از جهاتی با شرح مارتا نوسبام[6] در فلسفه‌ی اخلاق[7] عملی[8] و ادبیات در مجموعه مقالاتش به نام دانشِ عشق[9] مطابقت دارد.[10] با توجه به این‌که اخلاق[11]– به‌طور خاص و فلسفه به‌طور عام- باید علاوه بر مسائل مهم نظری به سوی مسائل مهم عملی نیز هدایت کند (یعنی به تجربه‌ها و رفتارهای واقعی انسان)، نوسبام در مواجهه با سؤال‌های اخلاقی نمونه‌ی متقاعد‌کننده‌ای را در مقابل زندگی‌های خاص و مخمصه‌های پیچیده‌ی شخصیت‌های ساخته و پرداخته‌ی نویسندگانی چون هنری جیمز[12]، ویرجینیا ولف[13]، جیمز جویس[14]، ایریس مرداك[15]، ساموئل بِكت[16] و مارسل پروست[17] مطرح می‌سازد. به‌ خاطر انسانی بودن و خاص بودن این شخصیت‌هاست كه به‌رغم همه‌ی کاستی‌ها و بی‌کفایتی‌هایشان، مفاهیمی چون عشق و شفقت، سردرگمی و کاستی را می‌توان راحت‌تر مورد تعمق و موشکافی قرار داد تا از طریق كتاب‌های درسی سنتی فلسفه که «با عبارت‌های جهانی سخن می‌گویند». و علاوه بر آن، شخصیت‌ها خود توانایی‌هایی دارند (مانند حضور ذهن بسیار خوب) كه به‌طور كلی در زندگی انسانی ارزش تلقی می‌شود و از این ‌رو به ‌صورت ابرالگوهای (نظریه‌های بنیادین)[18] مورد توجهِ ما عمل می‌كنند (نوسبام 1990، ص. 139-140). نوسبام به ما یادآوری می‌كند كه ارسطو، به ‌منظور تكمیل نوشته‌های فلسفی خویش، به نمایش‌های تراژدی روی آورد که «طرح» و «چارچوبی» را برای زندگی خوب فراهم می‌کند و محتوایش را از تجربه می‌گیرد و ادعاهای اصلی‌اش تنها با توسل به زندگی و كار ادبی معلوم می‌شود (ص. 141).

نوسبام احتمالاً به یاد شخصیت‌های داستان‌های اولیه‌ی فلسفه برای كودكان (برای مثال، پیكسی، هری و مارك) بوده است وقتی می‌نویسد که

“بدون ارائه‌ی مسائل رازآلود، متعارض و مخاطره‌‌آمیز در موقعیت‌هایی که مشورتی[19] زیسته شده‌اند، برای فلسفه بسیار مشكل است كه ارزش و زبیایی انتخاب انسانی را به‌ خوبی منتقل کند، برای این‌كه … چیزهای ناقص و غیرشفاف هم به‌نوبه‌ی خود زیبا هستند و نه واقعا درحد پایین‌تر،… این ایده كه مشورت انسان همواره نوعی ماجراجویی شخصیت در مقابل احتمالات ترسناک و میان رمز و رازهای وحشتناك صورت گرفته است، در واقع سرچشمه‌ی زیبایی و غنایی بوده است كه كتاب‌های نوشته شده به سبك فلسفه‌ی سنتی در انتقال آن‌ها به ما با مشكلات حل‌نشدنی روبرو بوده‌اند.” (ص. 142)

نوسبام در پاسخ به خوانندگان این داستان‌ها معتقد است که آن‌ها نیز مانند شخصیت داستان‌ها، درگیر «ماجرایی» اند كه «دربردارنده‌ی جنبه‌های پرارزش تجربیات اخلاقی انسان است كه در كتاب‌های سنتی فلسفه‌ی اخلاق بدان اشاره نشده است». وقتی به نقش داستان در فلسفه برای كودكان توجه می‌كنیم، امیدواریم كه خوانندگان ما این مطالب را مدّنظر داشته باشند. كودكان، هرچه باشند، هنوز بزرگسال نیستند و ما کتاب‌هایی را که نوسبام مورد بررسی قرار داده است به آنان یا به معلمانشان توصیه نمی‌کنیم.[20] اگرچه، ما نظر او را قبول داریم که قالب داستان‌ در مقایسه با كتاب‌های درسی فلسفی مناسب‌ترین راه برای آشنا كردن كودكان با فلسفه است. باید افزود كه در این امر خطیر، بعضی از شکل‌های روایت احتمالا از برخی دیگر مؤثرترند. در واقع، ما می‌خواهیم ایده‌ی داستان‌های فلسفی برای كودكان را بپذیریم، ایده‌‌ای كه به‌نظر می‌رسد نوسبام هم از قبول آن خوشحال خواهد شد.

حال می‌خواهیم به بررسی مجموعه داستان‌هایی بپردازیم كه فلسفه برای کودکان بر آن‌ها استوار است و درباره‌ی نقش آن‌ها در ایجاد كندوكاو فلسفی در کلاس تأمل كنیم.[21] ما همچنین به راه‌های دیگر فلسفه‌ورزی[22] با كودكان اشاره می‌كنیم. به نقش معلم در ساختن و نگه‌داری از جامعه‌ی کندوکاو کلاس نیز در فصل بعدی خواهیم پرداخت.

 درباره‌ی داستانی فکر کنید ولی نه هر داستانی. این داستان چندین مشخصه‌‌ی متمایز دارد. بچه‌ها آن‌ها را دوست دارند چون شخصیت‌های اصلی آن‌ كودكانی‌اند كه درباره‌ی ایده‌های جالب فکر می‌کنند و حرف می‌زنند. از نظر قالب ادبی- طرح داستان، شخصیت پردازی و مانند آن- مفاهیم و روندها را طوری مجسم می‌كند که داستان «فلسفی» معرفی شود. این ساختار مفهومی- و ما واژه‌ی «ساختار» را حساب شده به كار می‌بریم- چنان با تاروپود داستان درهم تنیده شده كه در صورت تفكر راجع به طرح یا شخصیت‌ها، خواننده به ناچار با ایده‌های فلسفی اساسی مواجه می‌شود.

 داستان‌های فلسفی متعلق به سبکی است كه می‌توان آن را «داستان به‌منزله‌ی كتاب درسی» نامید. این سبك از داستان در واقع حد وسط میان ادبیات از یك سو و متن ساختارمند یا آموزشی از سوی دیگر است.[23] این نوع داستان افکار خواننده را به‌هم می‌ریزد و به جدال با ایده‌ها و معماهای خود وادار می‌کند ولی برخلاف سایر داستان‌ها هدف آموزشی روشنی دارد: یعنی كمك به كودكان در درونی کردن و تسلط بر ابزارهای كندوكاو فلسفی. داستان‌های فلسفی به‌منزله‌ی كتاب درسی به‌دنبال یافتن اسرار و حیرت در فعالیت‌ها و تجربه‌های روزانه‌ی شخصیت‌های خود است. ازاین‌رو تجربه‌ای شناختی/عاطفی ایجاد می‌كند و با معنا کردن پیچیدگی‌های محتمل برای کودکان که اقتضای زندگی آشفته‌ی انسانی است (نوسبام 1990، ص. 140) آن‌ها را به بحث فلسفی پربار تحریك می‌كند.

یک داستان خوب فلسفی مانند الگویی برای فعالیت‌های فلسفی واقعی در كلاس عمل می‌كند. در بعضی داستان‌ها، مانند كشف هری استاتلیمر، یک جامعه‌ی کندوکاو‌ (یا شاید چندین جامعه‌ی متداخل) بسیار دیده می‌شود. به‌جای یك راوی دانای کل، هری و لیزا به همراه دوستانشان، معلمان و پدر و مادرشان از طریق گفتگو به كندوكاو مشترك می‌پردازند: درباره‌ی تفكراتشان فكر می‌كنند و در صورت لزوم آن‌ها را تغییر می‌دهند؛ آن‌ها دائماً از یک‌دیگر سؤال می‌کنند و صبورانه موضوعاتی را بررسی می‌كنند كه جواب‌هایشان به‌طرز نومیدكننده‌ای دست نیافتنی به‌نظر می‌رسند؛ آن‌ها دیدها و جهان‌بینی‌های بدیل را با یک‌دیگر در میان می‌گذارند، و با ساختن یک جامعه، درك منسجم و جامع‌تری نسبت به دستاوردهای فردی پیدا می‌كنند. از همه مهمتر، با نحوه‌ی زندگی خود نشان می‌دهند که به ایده‌ها، روندهای كندوكاو و همدیگر اهمیت می‌دهند.

با این حال، همه‌ی داستان‌های فلسفه برای كودكان قادر نیستند به صورت الگوی كاملی از کندوکاو مشترک عمل كنند و ما نمی‌خواهیم این را به‌عنوان شرط ضروری برای نویسندگان آینده تجویز كنیم. برای مثال شخصیت اصلی در داستان پیكسی در مورد خوب گوش دادن به دیگران و مهار كردن عادت‌ها‌ی خودخواهانه‌‌ی خود، راه طولانی در پیش دارد. بااین‌حال او الگوی كودكی است كه دائماً در مورد مسائل اطرافش سؤال می‌کند، كودكی که در تجارب زندگی روزانه‌ی خود حیرت و راز می‌بیند و تعجب می‌كند از این‌که می‌بیند دیگران چه‌قدر همه‌چیز را مسلم فرض می‌كنند.[24]

كودكانی كه در فرایند ساختن جامعه‌ی كندوكاو فلسفی خودشان‌اند از داستان‌ها به عنوان سکوی پرش یا جرقه‌‌ی كندوكاوهای بعدی استفاده می‌كنند. آنچه با تأمل روی داستان شروع می‌شود به سؤال‌ها و ایده‌هایی می‌انجامد كه از خود جامعه نشئت می‌گیرد، گرچه به تعبیری، معمولاً می‌توان سرچشمه‌ی موضوعات مورد بحث را در حوادث یا موقعیت‌های داستان جست‌و‌جو كرد. الفی از این می‌ترسد که هیچ چیزی نمی‌داند ولی آیا واقعاً ممكن است كه كسی هیچ چیز نداند؟ و واقعاً «چیزی را دانستن» یعنی چه؟ گاس وانمود می‌كند كه او راجِر، گربه‌ی كیو است و بر این عقیده اصرار دارد كه که انسان‌ها نمی‌توانند مانند گربه‌ها به خود ببالند چون دم ندارند. امّا فرق وانمود کردن[25] و تظاهر کردن[26] چیست؟ آیا گاس برتری گربه گونه خود را توجیه می‌کند؟ و بالاخره «غرور» یعنی چه؟ پیكسی به ما می‌گوید درباره‌ی داستانش داستانی می‌نویسد ولی انگار نمی‌داند کدام داستان اول است. این موقعیتی را برای كودكان به وجود می‌آورد كه مفهوم بسیار آشنایی را در قالبی نو و جالب بررسی کنند: آیا همه‌ی وسایل داستانی دارند؟ آیا باید همه‌ی داستان‌ها آغازی داشته باشند؟ آیا می‌توان داستان‌های ساختگی در مورد آدم‌های واقعی داشت یا داستان‌های حقیقی درباره‌ی آدم‌های ساختگی؟ سه نفر از دوستان هری استاتلیمیر سعی می‌كنند از استعاره‌های[27] صوری برای توصیف افکار و فکر کردن و ذهن استفاده كنند، استعاره‌هایی که از معروف‌ترین نظریه‌های ذهن در تاریخ فلسفه سرچشمه گرفته‌اند و خواننده را به جواب دادن وسوسه می‌کنند. وقتی میکی نوبت خود را در بازی بِیس‌بال به لیزا واگذار نمی‌كند، فِرَن اعتراض می‌کند که میکی منصفانه رفتار نکرده است. ولی انصاف چیست؟ آیا لیزا حق توپ زدن را در بازی دارد؟ دراین‌صورت، حقوق چیست؟


[1] Splitter, L & Sharp, A. 1995, Teaching for Better Thinking: The Classroom Community of Inquiry, ACER, Vic., pp.99-105.

[2] دليلى ندارد كه فلسفه براى كودكان خارج از مدارس و كلاس‌ها تدريس نشود. كندوكاو مشترک مى‌تواند در خانه، كليسا/ كنيسه، گروه‌های جوانان و ساير مكان‌ها اجرا شود.

[3] narrative  داستانی که از زبان اول شخص بیان می‌شود.

[4] contestable

[5] comic

[6] Martha C. Nussbaum

[7] Moral philosophy

[8]  کلمه‌ی «اتیک» ethic از ریشه یونانی «اتوس» ethos به معنای عادت است. در واقع، «اتیک» به آن دسته از فضایلی اطلاق می‌شود که بر اثر عادت حاصل می‌شوند. ارسطو در کتاب «اخلاق نیکوماخوس» به دو نوع فضیلت اشاره می‌کند. فضایل عقلی و فضایل اخلاقی یا همین فضایل «اتوس». اما کلمه «مورال» moral که آن هم در زبان فارسی به اخلاق ترجمه می‌شود و از ریشه  moralis لاتین است، به معنای خُلق و خو و «رفتار» که یک فرد از خود نشان می‌دهد. به عبارت دیگر، «مورال»، رفتارهای مربوط به حوزه فضایل فردی است و اتیک به اخلاقیاتی دلالت دارد که به فضایل جمعی و کلان اشاره می‌کند. برخی نیز تفاوت این دو را چنین ذکر کرده‌اند: «مورال‌ها» انتزاعی‌تر، ذهنی‌تر و اغلب شخصی و مبنای مذهبی دارند در حالی‌که «اتیک»، عملی‌تر و تصور مشترک انسان‌ها برای ترویج عدالت است. لذا «مورال‌ها» به معنی رفتارهای “عملی ـ اخلاقی” متنوع، متکثر و حتی بعضاً متناقض، متغیر، فردی و سابجکتیو subjective اند، اما «اتیک» به معنی «اخلاق‌مندی»، قانون اخلاقی واحد و تغییرناپذیری است که برای همیشه و همه انسان‌ها معتبر است. به عبارت دیگر، «اتیک» غایت اخلاقی و «مورال‌ها» راه رسیدن به آن غایت است.

[9] Love’s knowledge

[10] نوسبام 1990، همچنين نك به نوسبام 1988. همچنين در اينجا بايد به موضع كي‌ران ایگان درباره‌ی قدرت داستان‌هاى كودكان در پرورش درك مفاهيم انتزاعى اشاره كرد. (Kieran Egan, 1987)

[11] Ethics

[12] Henry James

[13] Virginia Wolfe

[14] James Joyce

[15] Iris Murdoch

[16] Samuel Beckett

[17] Marcel Proust

[18] paradigms

[19] deliberative

[20] نمى‌گوييم كه كودكان مخصوصا در سن بلوغ نبايد آن كتاب‌ها را بخوانند. در واقع نتيجه منطقى گفته‌هاى ما در متن اين است كه كسانى كه در كندوكاو جمعى، داستان‌هاى فلسفى را براى شروع بحث و مشاركت انتخاب مى‌كنند در سرگذشت ادبيات خوب بهترين مشاركت را داشته‌اند.

[21] نك به فصل اول، پى‌نوشت 20.

[22] Doing philosophy

[23] آدامز 1989، ص 37 داستان فلسفه براى كودكان را متنى پرمحتوا، موضوعى منجسم و داراى چارچوب منطقى فصيح توصيف مى‌كند.

[24] گلسر 1993 استدلال مى‌كند كه پيكسى درنتيجه بيان داستان خودش «رشد» كرده است.

[25] Make-believe

[26] pretend

[27] metaphors

دسته‌بندی فلسفه برای کودکان (فبک)
اشتراک گذاری
Related Posts
سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

ورود به سایت